خرید بک لینک

درباره سایت

mano zendegi

آخرین مطالب

امکانات وب

ینی یه شب نیس که با بغض نخوابم... هربار یکی چوب لای چرخمون میکنه.... دیگه موندم به کی پناه ببرم؟!؟ به تو خدا؟؟؟ تو واقعن وجود داری؟؟ هی میگم آدم خوبی باشم که قانون جاذبه اثر کنه ودنیا روی خوش بهم نشون بده... هی میگم درست میشه آخری اما کو؟؟ کجاس؟؟؟ چقد دیگه باید تحمل کنم؟؟ اعصابم ریخته بهم مثل روانیا شدم فقط الکی دارم لبخند میزنم.... الکی دادم به Rayzon دلداری میدم و هی گه میخورم میگم درست میشه و براش از خدای بزرگ میگم و از خوبی و از اینکه آخرش خوب میشه و از اینکه بعده سختی آسونیه.... ولی تو خدای بزرگ!! خدای مهربون!!! هر بار منو از دفعه قبل ضایع تر میکنی و هی داری به سختیای ما دامن میزنی ....

برچسب: نویسنده: کارن یزدانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:25

عقد کردیم و مال هم شدیم. درست لحظه ای که عاقد خطبه میخوند توی دلم ولوله بود... دروغ چرا؟ دچار تشویش هم شده بودم که خب طبیعیه... وقتی خواستم بله رو بگم کلی صدام لرزید و نفسم داشت بند میومد.... اما بله رو گفتم... بله رو گفتیم.... بله به هم و نه به هرچیزی و هرکسی غیر از هم...


برچسبها: اولین

برچسب: نویسنده: کارن یزدانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:25

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: کارن یزدانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:25

همین الآنی که توی بغلشم تمام این سالهایی که با هم گذروندیم رو توی یک آن از ذهن گذروندم... کلی ذوق و انرژی دارم واسه سفرمون... این اولین سفر طولانی مدتیه که داریم با هم میریم ^_^ امیدوارم حسابی خوش بگذره

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 14:11 نويسنده رَهـA |

برچسب: نویسنده: کارن یزدانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:25

صفحه بندی