برچسب:
نویسنده: کارن یزدانی
عقد کردیم و مال هم شدیم. درست لحظه ای که عاقد خطبه میخوند توی دلم ولوله بود... دروغ چرا؟ دچار تشویش هم شده بودم که خب طبیعیه... وقتی خواستم بله رو بگم کلی صدام لرزید و نفسم داشت بند میومد.... اما بله رو گفتم... بله رو گفتیم.... بله به هم و نه به هرچیزی و هرکسی غیر از هم...
برچسب:
نویسنده: کارن یزدانی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: کارن یزدانی
همین الآنی که توی بغلشم تمام این سالهایی که با هم گذروندیم رو توی یک آن از ذهن گذروندم... کلی ذوق و انرژی دارم واسه سفرمون... این اولین سفر طولانی مدتیه که داریم با هم میریم ^_^ امیدوارم حسابی خوش بگذره
برچسب:
نویسنده: کارن یزدانی